X
تبلیغات
امیدانتظار
" نوای بلاگ این سری آهنگ جدید سامی یوسف که با پدرش خونده کلا به آهنگاش یه علاقه خاصی دارم"
 
نوشته شده توسط : مهدیار

خداوندا تو میدانی...

که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم لبخند مولارا

مبادا گم کنم راه هدایت راه تقوارا

دلم بین امید انتظارم میزند پرسه میشود خسته 

به امید همان روزی که مولایم، بیاید؛ تا من بنده 

شوم رسته

اصل این شعرم پایین متنه

سلام و البته تقریبا خدا نگهدار

چند وقتی بود دیگه میخواستم فعالیتم رو تو نت خیلی کم کنم و بلاگ هم تقریبا تا 8 تیر سال بعد سراغش نیاموفک میکنم الان دیگه وقتش باشه چون الان مهم ترین کار برای من درسم هستش و اگه امسال نتونم به هدف درسیم برسم، رسیدن به اون هدف دیگه خیلی برام سخت میشه. از همه دوستایی که به بلاگ سر میزنن خواهش میکنم همه ی دوستای من رو برا کنکور امسال دعا کنید و صدقه سر اوناهم من رو، فک نمیکنم دیگه بتونم بیشتر از ماهی یک بار به بلاگ سر بزنم  انشالله که همه دوستان در کارهاشون موفق باشن و خدا نگهدار و در پایان:خداوندا ...

تومیدانی که من...

دلواپس فردای خود هستم...

مباداگم کنم...

راه قشنگ آرزوه هارا...

مبادا گم کنم...

لبخند زیبارا...

دلم بین امد و ناامیدی ...

میزند پرسه،میکند فریاد...

میشود خسته...

خداوندا...

مرا تنها تو نگذاری...



التماس دعای شدید 

                                                                               م.امیر مهدی ادیب.ح


تاریخ انتشار : جمعه سیزدهم بهمن 1391 |
نوشته شده توسط : مهدیار
                                                    به نام خالق انتظار
مولای عزیز تر از جانم

مهدی جان سلام

میخواهم به لحظه لحظه های پرامید و زیبا،به زیستنم هویت بدهم واز روزمرگی های غفلت آور زندگی رهایی پیدا کنم و از کشتزار عمرم طلا درو کنم پس به نقاشی زندگی ام رنگ شاداب صاحب الزمان می پاشم.

برید به ادامه...


این پست رو 3 ماه پیش گذاشتم و لی این سری به عنوان پست ثابت گذاشتمش و این پست ثابته



:: برچسب‌ها: عهد نامه, عهد, امام زمان
تاریخ انتشار : جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 |
نوشته شده توسط : مهدیار
سلام 

اول واسه این مطلب ی توضیح نوشتم و بعد خواستم نتیجه گیری کنم ولی متاسفانه دستم خورد و به زییایی کل مطلبم پاک شد.

اگه یادتون باشه یه پستی نوشته بودم که چیمشد آخر هر سال به کارامون فکر کنیم و اونارو تحلیل کنیم.

من خودم تو بعضی موارد این کارو شروع کردم و دارم سعی میکنم کارها و رفتار هایی که درست نیست رو سعی کنم کنار بذارم یادم میاد تو روز آخر اردو همه بچه های اتاقمون رو جمع کردم و گفتم بچه دونه دونه هرکدومتون یکی از اخلاقا من رو که خوب نیست بگید هرکی یه چیز گفت و من از اون موقع سعی کردم تا اونجایی که میتونم اگه حرفاشون درباره اخلاقم من درست بودم اون اخلاق ها رو درست کنم تو این دو سه روز هم خودم بعد فکر کردن به صحبتای که میکنم به ی نتیجه خوب رسیدم و فهمیدم تو صحبتام اکثر اوقات ی اخلاق خیلی بد دارم اونم اینکه اکثر اوقات خیلی با غرور صحبت میکنم و این اخلاقم خیلی بده و دارم سعی میکنم از امروز یواش یواش کنارش بذارم.

من فکر میکنم اگر هممون وقتی تو جمع خانواده دوستان و ... هستیم گاهی اوقات رو تو بین صحبتامون به این اختصاص بدیم که درباره اخلافیات هم دیگه باهم صحت کنیم خیلی خوب چون این باعث این میشه که هم یکسری از اخلاقای خوب دیگران رو بفهمیم و سعی کنیم ماهم اونارو انجام بدیم و هم باعث میشه خیلی از اخلاقیات بدمون رو بشناسیم و سعی کنیم اونارو درست کنیم و سعیم کنیم همیشه انتقاد پذیر باشم و اگر انتفاد درست بود سعی کنیم انجامش بدیم.

پ,ن:شرمنده خودم وقتی ی بار دیگه متنم رو خوندم فکر میکنم یه ذره تو نوشته هام غرور هنوز هستش دیگه چیکار کنم تازه امروز تصمیم گرفتم این اخلاق رو کنار بذارم و ی مدت طول میکشه تا به طور کامل این اخلاق بدم رو کنار بذارم دعا کنید بتونم این اخلاق رو به طور کامل کنار بذارم.

التماس دعا


تاریخ انتشار : سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 |
نوشته شده توسط : مهدیار
سلام

شروع کردم به نوشتن

درباره اون موضوع که گفته بودم  باید فکر کنم تا بنویسم "مینویسم" خیلی فکر کردم وبه این نتیجه رسیدم تو این چند وقت باید ی روز بنویسم.

ولی فعلا نوشتن مطلب سیاسی رو تو بلاگم برتر از اون موضوع میدونم و "اون موضوع هم" به لطف خدا تو این چند وقت اخیر مینویسم.

برای خوندن مطالب به ادامه مطلب برید



:: برچسب‌ها: انتخابات
تاریخ انتشار : جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 |
نوشته شده توسط : مهدیار
سلام 

برا نوشتن اون مطلبی که گفته بودم؛هنوز مشغول فکر کردنم و هنوز به نتیجه ای نرسیدم دعا کنید هرچه زود تر به ی نتیجه ای برسم حالا فعلا پست جدید رو بخونید

دیشب همین جوری تو ساعت استراحتم داشتم وبگردی میکردم که یدفعه با ی مطلب مواجه شدم اولین مطلبی بود که تو اینترنت خوندم وتنم رو به لرزه در آورد و بدنم ی لحظه رو صندلی لرزید و گفتم این مطلب رو تو بلاگم هم بذارم(قرار نبود تا قبل اون که درباره مطلبی که دارم درباره اش فکر میکنم به نتیجه ای نرسیدم مطلب جدیدی بذارم ولی فعلا گذاشتم )

مطلب درباره نامه دوتا دوست به هم دیگه هستش که هردو ی زمان باهم تو ی جادرس میخوندن ولی الان....

برید ادامه مطلب



تاریخ انتشار : جمعه بیست و سوم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : مهدیار
به نام خالق انتظار
الان که این متن رو نوشتم دارم برای نوشتن یک متن فکر میکنم دو روز فکر کردم ولی به نتیجه ای نرسیدم چون ی عهدی بسته بودم و گفته بودم تا زمان اون عهدم تموم نشه درباره این موضوع صحبت نمیکنم(چون من ی عادت خوب یا بدی دارم که خیلی کم با خودم عهدمیبندم ولی وقتی بستم خیلی سخت تا زمانی که اون عهدم تموم نشه عهدم رو میشکنم)  نمیدونم هنوز دارم با خودم کلنجار میرم تا به ی نتیجه برسم اگه تونستم دلیل قانع کننده ای برا خودم بیارم که بتونم عهدم رو بشکنم عهدم رو میشکنم و اون متن رو مینویسم ولی هنوز به نتیجه ای نرسیدم دعاکنید ایشالله که بهترین تصمیم رو بگیرم.
با توکل به خدا

تاریخ انتشار : چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : مهدیار

سلام

طبق قولی که دادم امروز مصادف با 16فروردین 1392 اومدم و سعیم بر این تمام عقاید و نظراتم رو بدون احتیاط بیان کنم چون از امروز به بعد تو این جامعه خودم مسئول تمام کارایی که انجام میدم هستم.

دوستان, آمده ام باز, که این دفتر ممتاز, کنم بازو شوم قافیه پرداز و سخن را کنم آغاز به تسبیح خداوند تبارک و تعالی که غفور است و رحیم است , صبور است و حلیم است. رئوف است و کریم است, کبیر است و عظیم است, بصیر است و علیم است , نصیر است و نعیم است , قدیر است و قدیم است. خدایی که بسی نعمت سرشار به ما آدمیان داده , گهرهای گران داده, سر و صورت و جان داده, رخ و روح و روان داده,  لب و گوش و دهان داده , دل و چشم و زبان داده , شکم داده و نان داده, ز آفات امان داده, کمالات نهان داده, هنرهای عیان داده و توفیق بیان داده و این ها پی آن داده که  ازشکر عطا و کرمش  چشم نپوشیم و ز هر غم نخروشیم و ز هر درد نجوشیم و تکبر نفروشیم و می از ساغر توحید بنوشیم و بکوشیم که تا از دل و جان شکر بگوییم. عنایات خداوند مبین را.

به ادامه مطلب برید


تاریخ انتشار : جمعه شانزدهم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : مهدیار

به نام خالق مفهوم زیبای انتظار

اولین سلام سال 1392ام

سال جدید رو دوباره با چیزی که خیلی اوقات مینویسم شروع کردم به نام خالق انتظارچون همش اتفاقاتی برام می افته که خدا طعم انتظار رو به هم نشون میده و تو سال جدید هم دوباره این اتفاق افتاد. 

الان تقریبا 4 ساعت از اردوی ده روزه ی عید رسیدم خونه و اومدم پست جدیدم رو بذارم

تصمیم گرفتم هرچی به ذهنم الان اومد رو بنویسم ایشالله که مطالب خوبی بشه

برای خوندن ادامه مطلب به ادامه مطلب برید


تاریخ انتشار : سه شنبه سیزدهم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : مهدیار
سلام

به قولم عمل کردم و بعد 16 روز بلاگ رو آپ کردم احتمالا این آخرین مطلب بلاگ توی سال 91 باشه اگه رسیدم قبل عیدهم ی مطلب میذارم اگه نرسیدم مطلبم تقریبا میره برای 12 فروردین به بعد چون عید رو اردو علمی هستم و به هیچی دسترسی ندارم پس اگه آپ جدیدی نذاشتم پیشاپیش عیدو رو به همتون تبریک میگم

به ادامه مطلب برید تا مطلب جدید رو بخونید


تاریخ انتشار : سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : مهدیار

سلام 

بالاخره بعد از 16 روز گفتم ی سر به بلاگ بزنم 16 روز سخت ولی خوشحال کننده رو پشت سر گذاشتم و الان اومدم تو بلاگ هم ی مطلب بذارم اول میخواستم مطلب سیاسی بذارم ولی منصرف شدم و گفتم مطالب سیاسی رو 1ماه مونده به انتخابات میذارم اونموقع جذاب تره و شاید مطالبم هم برا خیلی از دوستان جدید باشه.

حالا بریم سر موضوعی که میخواستم بگم:

برید ادامه مطلب رو بخونید


تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 |