X
تبلیغات
امیدانتظار
 
امیدانتظار
 
 
 

خدایا پناه میبرم به تو از شر قلمی که خباثت نفسم را پشت آن پنهان کند....

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1392ساعت 11:23  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 
این روزها روزهای خوش تدریس رو دارم تجربه میکنم در پست‌های آینده‌ام خاطرات شیرینش را مینویسم......

پس با ما باشید

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت 22:37  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

اما لازم است ملت بيدار باشد و بداند چه اتفاقي دارد مي افتد. حالا چه کسي ملت را بايد بيدار بکند!!

19 دي خدمت آقا رسيدند قبل از صحبت هاي عمومي،30 يا 40 نفر از نماينده ها و بزرگان بودند، آقا... وارد صحبت مي شوند و صحبتها محدود هم بود و فرمودند: «ريشه ؟ اختلاف ما و دشمني هاي غرب با ما اين مسائل نيست بحث در اسلام سياسي است که انقلاب اسلامي و حوزه ها معرفي کرده اند» وجلسه تمام شد يکي از طلبه ها خيلي شور گرفت و شروع کرد شعار دادن در خدمت آقا:« از تو به يک اشاره از ما به سر دويدن»؛ آقا فرمودند:« کار از اشاره گذشته است»

چند بار آقا بايد بگويد و فقط داريم مي شنويم! حواسمان جمع هست؟! آقا فرمود کار از اشاره گذشت !! بيدار باشيم .

ادامه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 20:33  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

بنویس ای قلم- بنویس بنویس از لحظه لحظه های درد کشیدن وارث آدم. بنویس از بی عدالتی هایی که هر روز شمار بی شماری را به زانو در آورد بنویس از نبایدهایی که باید شد و بایدهایی که به فراموشی تاریخ پیوست بنویس ای قلم بنویس از شکستن حرمتت بگو از زخم هایی که لغزش دستان نا اهل بر پیکره ات وارد ساخت بگو از اون هایی که سدی شدند برای خاموشیت هم اون هایی که تو را به بردگی افکار پلیدشون درآورند بنویس ای قلم امروز را بهانه کن و بنویس از آنچه که همچون خنجری گلویت را می فشارد فریاد کن از این همه بازی و سیاه بازیبنویس ای قلم بگو از به عدالتی هایی که تو نهادای فرهنگیمون میشه بگو از ریاکاری مسئولین اکثر این نهادا بنویس ای قلم ازکسایی که تحمل انتقاد تو این مکانارو ندارن و فکر میکنن کارخودشون درسته تا ی سوالی یا انتقادی میکنه سوالت رو یا سوال جواب میدن و انتقادت رو با انتقادب؛ نویس ای قلم بنویس بنویس بنویس که مطمئن روزی تیر تو به هدف میخوره و اسلحه ی اونا خالی از گلوله میشه و هیچ تیری برا مسابقه دیگه ندارن درحالی که هیچ کدوم از تیراشون به سیبل نخورده که اون لحظه روز پیروزی تو هستش

 |+| نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 17:39  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

بخش قابل توجهی از شعارهای تبلیغاتی رئیس جمهور روحانی در انتخابات، «قانون‌گرایی»، «اخلاق» و «آزادی بیان» بود. طبیعی است که انتظار از یک رئیس جمهور این است که بر شعارهای خود استقامت داشته و به رأی مردمی که به او اعتماد کردند، احترام بگذارد.

بدیهی است که نقد به دور از تخریب همواره به یک مدیر کمک می‌کند تا بتواند آینده بهتری را رقم زند. اگر نقد دولت در فضای عمومی جامعه بیشتر به نقد شبیه باشد تا تخریب، طبیعی است که از کسی که سکاندار امور اجرایی کشور است، انتظار سعه صدر هم در برابر تخریب اندک داشته باشیم؛ مهم این است که فضای عمومی جامعه به سمت تخریب پیش نرود و اکثریت از نقد، نیت صواب داشته باشند.

بگذریم از این‌که رئیس جمهور روحانی همواره از نقد استقبال کرده‌اند و البته «اما» هم بعضا وجود داشته است. به طور مثال ایشان در 16 مهر در همایش ملی نخبگان جوان گفتند: «این دولت، به انتقاد منتقدین اهمیت می‌دهد، اما به عزیزان منتقد عرض می‌کنم که سخنان نیشدار خود را کم و در چارچوب اخلاق سخنرانی کنند.» به نظر می‌رسید بهتر بود این سخن در میان نخبگان جوان گفته نشود اما به هر حال با توجه به تأکید ایشان راه نقد بسته نیست.

اکبر ترکان یکی از نزدیکترین افراد به رئیس جمهور بوده و هست. ترکان فردی است که حتی از حضور روحانی در انتخابات ریاست جمهوری خبر داد و پس از آن مسئولیت‌های مهمی را بر عهده گرفت: قائم مقام و معاون ستاد انتخاباتی، مشاور ارشد رئیس جمهور، دبیر شورای عالی مناطق آزاد، سرپرست سازمان فضایی ایران، سرپرست شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، سرپرست معاونت امور بین الملل و سرپرست دبیرخانه جنبش عدم تعهد. انتظار این است که فردی با این همه قرابت به رئیس جمهور، هم‌فکری زیادی با ایشان داشته باشد و رئیس جمهور پاسخگوی مواضع اینگونه افراد باشد.

سؤال این است که سخن راندن در مورد مصاحبه هفته گذشته ایشان با روزنامه آرمان و توهین به 49.5 درصد از مردم، نقد است و یا سخن نیش‌دار؟ جناب آقای ترکان در این مصاحبه اظهار داشتند: «شما فکر نکنید که یک نفر در مملکت وجود دارد که می‌گوید من قانون را قبول ندارم؛ بلکه این یک جریان مشخص بود که می‌گفتند ما قانون را قبول نداریم. اکنون 5/49 درصد آرا را شامل می‌شوند. این 5/49 آرا کسانی بودند که در مقابل جریانی که مقابل قانون ایستاد سکوت کرد.»

نگارنده قصد ندارد به صورت مبسوط یادآوری کند که وقتی در سال 88 رئیس جمهور وقت گفتند: «در انتخابات ایران 40 میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بوده‌اند. حالا 4 تا خس و خاشاک این گوشه‌ها کاری می‌کنند، بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنان نخواهد گذاشت. 70 میلیون ملت ایران و 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست. رقابت‌ها به پایان رسید و دوره دوستی‌ها و ساختن‌ها آغاز شد.» (24/3/88) بی‌بندوباری رسانه‌ای چگونه واقعیت را عکس جلوه داد و خس و خاشاک را به تمام کسانی که به رئیس جمهور رأی نداده بودند، نسبت داد اما این بار واقعا مشاور ارشد رئیس جمهور و البته فرد چند شغله دولت یازدهم با ذکر درصد، تمامی کسانی که به رئیس جمهور رأی نداده‌اند را حامی بی‌قانونی خواند، فقط چند سؤال:

آیا نسبت دادن بی‌قانونی به یک رئیس جمهور و تمامی رأی دهندگان به او، نقد است یا سخن نیش‌دار؟

آیا نسبت دادن جرم به شخصی قبل از دادگاه، خلاف شرع، اخلاق و قانون نیست؟

آیا 5 کاندیدای دیگر، گفتمانی شبیه آقای احمدی‌نژاد داشتند؟ آیا اختلاف و بعضا دشمنی برخی از این کاندیداها با دولت قبلی، قابل چشم‌پوشی است؟

آیا میان رأی دهندگان به آقای روحانی، هیچ‌کدام جزء رأی دهندگان به آقای احمدی‌نژاد نبودند؟

آیا کسانی که اصلا در انتخابات شرکت نکردند، حامی قانون‌گرایی هستند که ترکان آن عده را به این 49.5 درصد نیفزود؟

آیا این سخنان تهییج مخالفان و اختلاف افکنی در جامعه نیست؟ آیا این سخنان، دوقطبی کردن جامعه نیست؟ حال آنکه رئیس جمهور همواره بر ضرورت وحدت تأکید دارند!

آیا باز هم باید شاهد صفت‌های ناروا به مردم باشیم؟ هنوز صفت‌های «لشگر قابلمه به دست»، «در صف سیب زمینی» و «بی‌سواد» را فراموش نکرده‌ایم.

آیا وقتی رئیس جمهور می‌فرمایند باید خودمان را فدای مردم کنیم (26/10/92)، منظورشان فقط آن 18 میلیون و نیم رأی دهنده به اوست یا تمام 75 میلیون نفر؟

آیا رئیس جمهور سخنانش در اولین کنفرانس خبری دولت یازدهم را فراموش کرده‌اند که گفتند: «من رئیس جمهور همه مردم هستم.» یا آقای ترکان به حرف‌های رئیس جمهور بی‌اعتنا است؟

آیا «تدبیر» یعنی اینکه رئیس جمهور پاسخگوی سخنان و رفتار مشاورانش نباشد؟

آیا مردم می‌توانند «امید» داشته باشند که فردی با این سطح پایین از تحلیل، از «مشاغل» خود توسط رئیس جمهور برکنار شود؟

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 13:48  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

روزی میرسد؛

که یک پارچه ی سفید...

پایان میدهد ، به من...

به شیطنت هایم...

به بازیگوشی هایم...

به خنده های بلندم...

روزی که همه ، با دیدن عکس هایم....

بغض میکنند و میگویند:

یادش بخیر .....

......

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 17:26  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

 به بهانه دستگیری جناب بابک زنجانی و به بهانه بازی و مغالطه ی رسانه ای به نام کاسبان تحریم و مخالفتشان با مثلا مذاکرات با آمریکا ، رفع تحریم ها و حل مشکلات مردم!

براستی این کاسبان تحریمی که دولتمردان دولت جناب هاشمی رفسنجانی و روحانی و خیل عظیم قلم به دستانشان مدام از آن دم میزنند کیستند ومتعلق به کدام جریان سیاسی هستند ؟!

 1.     کاسبان واقعی تحریم غیر از آن صاحبان سرمایه و اغنیایی هستند که به افتخار حضور حاج آقا برای کاندیداتوری و به عنوان شادباش ، با گوشه چشمی قیمت دلار را 300 تومان کاهش دادند ؟

 2.     کاسبان واقعی تحریم غیر از آنهایی هستند که بعد از فتنه 88 ، گرای نقاط ضعف سیستم اقتصادی و راه های دور زدن تحریم ایران را به آمریکایی ها دادند و پیغام فرستادند که : " حالا که در خیابان ها نشد ، با تحریم ها فشار را تا خانه های تک تک مردم ایران بیاورید " ؟

 3.     کاسبان واقعی تحریم غیر از سرمایه داران وبانکدارانی (خصوصا بانک های خصوصی ) هستند که عملا در فضای تحریم ، رقبای دولتی را کنار میزنند و با توسل به انواع روش های غیرشفاف ، پول بر پول هایشان میگذارند ؟

 4.     کاسبان واقعی تحریم غیر از آن ابر تجار و سرمایه دارانی هستند که با سلام و صلوات ، منتشان را کشیدند که : " حالا که نهادهای دولتی تحریم شده اند ، تروخدا شما بیایید با ارتباطاتتان نقل و انتقالات تجاری مملکت را انجام دهید و البته پورسانتتان راهم بگیرید " ؟

 5.     کاسبان واقعی تحریم غیر از آن کسبه و بازاریانی هستند که آنلاین قیمت اجناسشان را با افزایش دلار ، افزایش می دادند و با کاهشش خیر ؟

 6.     کاسبان واقعی تحریم غیر از آن اغنیای همیشه ناراضی از جمهوری اسلامی ایران هستند که با دلار 1000 تومانی کانتینر کانتیتر جنس وارد کردند و به قیمت دلار 3000 تومانی فروختند ؟

 7.     کاسبان واقعی تحریم غیر از آنانی هستند که بدلیل سرمایه و ارتباطاتشان کلا هیچگاه چه در شرایط تحریم و چه در شرایط غیر تحریم ، ضرر نمیکنند و جزء برندگان و سود برندگان هستند ؟

که یکروز سرمایه شان در سکه و دلار است ، روز دیگر مسکن ، روز دیگر خودرو ، روز دیگر آهن آلات ، روز دیگر پسته و ....

 8.     کاسبان واقعی تحریم غیر از آنانی هستند که در شرایط تحریم تجارت با چین را درانحصار خود گرفتند و ازهم اکنون نیز برای به انحصار درآوردن تجارت با آمریکا و اروپا در شرایط رفع تحریم ها ، دندان تیز کرده اند ؟

 .

 .

آری ، آنهایی که واژه کاسبان تحریم را ساختند و تبدیل به چماقی علیه منتقدان به رفتار مشکوک وسوال برانگیز خود نمودند ، خود بهتر میدانند اساسا تفاوتی میان کاسبان تحریم و صابون به شکم زدگان رفع تحریم ها نیست ... و خود بهتر این کاسبان واقعی تحریم را میشناسد ...

اطرافشان را نگاهی بیندازید ، پیدایشان میکنید ...


 |+| نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1392ساعت 21:52  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

امام گفت: با دلی آرام و قلبی مطمئن

امام می‌دانست این مملکت صاحب دارد. و صاحبش نه این و آن که کسی است که حتی اگر انقلابش به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد با تمام زحمتی که برای انقلاب خواهد داشت نخواهد گذاشت از مسیر خود که مسیر پایداری و ایستادگی است خارج شود. حتی اگر صاحبش غایب باشد.

امام گفت با قلبی آرام و مطمئن، و قلب امام، سیدعلی است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1392ساعت 15:1  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 


 حماسه 9 دی ماه سال 88 از جمله روزهایی است که در تاریخ جمهوری اسلامی ماندگار می‌ماند. حضور پرشور مردمان خداجویی که از قدرت‌طلبی و قانون‌شکنی برخی خواص بی‌بصیرت خسته شدند و در حالی که دیدند مدعیان دیگری سکوت اختیار کرده‌اند، خود مانند همه 33 سال گذشته کشور، صحنه‌گردان اصلی ماجرا شدند و با قوی ترین ضربه، تکلیف را برای همه مشخص کردند.

نظر «امام» و «امت» درباره این روز نظر یکسانی است و تکلیف قشرهای گوناگون و مسئولین در این رابطه مشخص: اینکه چه اشتباهاتی نباید تکرار شود و اینکه آینده انقلاب و کشور به چه شکلی باید اداره شود؛ اینکه در کجا مصلحت نیست که سکوت شود و در کجا مصلحت است که وحدتمان تقویت شود؛ اینکه عقد اخوت «امت» با اشخاص نیست و فقط دل در گروی اسلام ناب محمدی دارند که نقش دین و مردم در آن به درستی پرداخته شده است.

بعد از 9 دی هر کس به هر نحوی خلاف خواسته‌های مردم که مورد تأیید رهبری نیز هست حرکت کند، منحرف است.

هر کس هنوز هم فکر می‌کند که مردم «نوکر» نمی‌خواهند منحرف است؛ مردم در این روز به خدمتگزاران خود احسنت گفتند و از کسانی که خود را نخبه و مردم را لشگر قابلمه بدست می‌دانستند، تبری جستند.

هر کس هنوز در بازی قدرت‌ به دنبال قدرت خود و قبیله خود است، منحرف است؛ مردم در این روز نشان دادند که اخلاص می‌خواهند و کار، صداقت می‌خواهند و تلاش خستگی‌ناپذیر، شجاعت می‌خواهند و مبارزه با هر آنچه و هر آنکس که خلاف آرمان‌های اسلامی‌شان کوچکترین حرکتی انجام می‌دهد.

هر کس هنوز هم نفهمیده که مردم عدم مبارزه با کدام قانون‌شکنی‌ها را نه تنها مصلحت نمی‌دانند بلکه سستی و کم‌کاری می‌دانند، منحرف است. مردم در این روز با تمام وجودشان بیان کردند که از حلقه‌های بسته مدیریتی و نفوذ و ریشه دواندن در زمین قدرت بیزارند.

هر کس هنوز به این فکر می‌کند که می‌تواند در فتنه‌ها ساکت بنشیند و بعد از مشخص شدن پیروز قضیه، به نفع آن سخنرانی کند و ادعا کند در فتنه هم موضع داشته است، منحرف است. مردم در این روز تک تک اعلام کردند که «عمار» رهبری هستند و بیزارند از ساکتین فتنه.

مراقب باشیم که از مواضع 9 دی منحرف نشویم. مراقب باشیم که عاملین دشمن در فتنه خود را در لباس میش جا نزنند؛ آنان ممکن است وقتی خود را بی‌اعتبار می‌بینند سخنشان را از زبان دیگری بیان کنند که هنوز اعتباری دارد. مراقب باشیم که ساکتین فتنه با خوش‌رقصی‌های خود «عمارها» را کنار نزنند و بر کرسی ریاست بنشینند. مراقب باشیم و مراقب باشیم که رهبری فرمودند هر کس در این فتنه اعلام موضع نکند و سربلند بیرون نیاید، رفوزه نمی‌شود که یک سال عقب بماند بلکه سقوط می‌کند...



 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 17:30  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

هنوز چهل روز تمام نشده

هنوز زائرم

هنوز دارم پای پیاده می‌روم

هنوز مانده تا حرم

هنوز در راه مانده‌ای خسته و دل‌شکسته‌ام

هنوز بی‌سر و سامانی بی‌آشیانم

این سو.. این سو را نگاه کنی می‌بینی

این زائر خسته‌ی دلتنگ را..

 

یک جرعه، تنها یک جرعه.. تشنه‌ام

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1392ساعت 21:33  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

رفتندکربلا و مرا جا گذاشتند

روی دلم دوباره همه پا گذاشتند

تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است

گیرم مرا زقافله تنها گذاشتند

این بار هم ز قافله جا ماندم ای دریغ

خوبان چه شد به حال خودم واگذاشتند

میخواستم شهید ره کربلا شوم ولی

این وعده را دوباره به فردا گذاشتند

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 22:58  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

ابن زیاد: ناخدایی که از طوفان بترسد هرگز به مقصد نمی
رسد.
مختار: من با عشق و عقل شمشیر بسته ام برای باختن به میدان
نیامده ام!

خلاصه نوشت:مدتی بود ترجیح دادم سکوت کنم و واقعا هم سکوت لازم بود ولی سکوت به معنای عقب نشینی نیست؛ شاید عظمی جدی‌تر برای....باشد 

و اما من با عشق و عقل شمشیر بسته‌ام... ‍‌

بارالهی.....


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392ساعت 22:11  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

تا قبل از دوم خرداد در ایران اسلامی ما خیلی چیزها نبود، و خیلی چیزها بود اما در حقیقت نبود. نه صف طویل ثبت نام اعتکافی، نه صبح‌های جمعه و دعای ندبه‌ای این سر و آن سر کشور و حتی بالای کوهش. هیات‌ها رنگ و بوی امروز را نداشتند و بیشتر مسن‌ها پای منبری بودند. اگر کسی پایان مراسم‌ش برای انقلاب و رهبری دعا می‌کرد این همه جوان آمین‌گوی بلند که حاضر است همان لحظه جانش را برای رهبرش بدهد نداشت.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392ساعت 14:7  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

إنّا لله و إنّا إلیه راجعون



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت 15:52  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 

خيلي وقته چيزي ننوشتم

 حتي پارسالهم هم اين همه وقفه نيوفتاده بود

 الان تقریبا چهل روزه كه مطلبي ننوشتم

 شايد دلايل مختلفي براي اين ننوشتن وجود داشته باشه

 بي حوصلگي

 محافظه كاري

 ترجيح دادن سكوت به حرف زدن درباره برخي موضوعات

 و...

 خلاصه تو اين چهل روز موضوعات زيادي تو ذهنم اومد كه دربارشون بنويسم. مطلب هم براي همشون داشتم ولي به خاطر يكي از دلايل بالا از نوشتن صرف نظر كردم

 اما شايد مهم ترين دليل ننوشتنم نداشتن حال و حوصله باشه...

 اين روزها زياد رمق و حال و حوصله  ندارم...

 درانتظار روزهاي بهتر مي مانيم

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت 9:20  توسط مـﮬـدﮮــیار  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا